پزشک ناخواسته
خدایم ، ... خاکم ، ... هم خدا و هم خاکم

WWW.MNF2010.BLOGFA.COM

                                                                                                                                                      



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 توسط محسن

 

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 توسط محسن

***********************************************

زیباست !!!

واقعا زیباست ،
وقتی او را می خواهی ...

او را میخواهی ،

نه برای زیبایی اش ،
یا دارایی اش ،
یا حتی پر کردن تنهایی اش ،
!!!
 
او را می خواهی ...

تا از برخورد عاشقانه ی افکارتان "مصدوم شوی" و از "شکستگی وجودت" در این "تصادف عاشقانه" لذت ببری و بااااااااااااااااز ، از نو

خودی دیگر بسازی و آماده اش کنی برای "برخوردی تازه"

آاااااااااای ! خوب من ،

آااااااااای ! نازنین من ،


زیبایی تمام می شود
دارایی عادی می شود
و تنهایی هم روزی پر می شود !

اما ، این برخورد عاشقانه ی افکار است،
که تا ابد جاریست

عزیز من ...

کسانی در زندگی هستند که زیباترین لحظات را به تو هدیه می دهند ، 

بدون هیچ چشم داشتی،

بدون هیچ فروگذاشتی !

اینان فرشته های بی بال و پرند که در روی زمین خدا گرفتار آمده اند ،

بازگشت نزدیک است زیبای من !

آااااااااای فرشته ی گرفتار ،

تعجیل نکن ...

بر می گردیم .

***********************************************

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 توسط محسن

اینجوریاس !

 

ارسال در تاريخ شنبه بیست و سوم دی 1391 توسط محسن

دلم خون شد ! ... شکیبایی ندارم ،
بیا ! ... عادت به تنهایی ندارم ،

دلم اندازه ی دنیاست ، ... اما !
نباشی ، بی تو دنیایی ندارم ...

 

***

ارسال در تاريخ یکشنبه دهم دی 1391 توسط محسن

 

نه هر که چهره برافروخت  ، ... دلبری داند !
نه هر که آینه سازد ، ... سکندری داند !


نه هر که طرف کله ، کج نهاد و تند نشست ، ...
کلاه داری و آیین سروری داند ، ...

نه !


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن !
که دوست ، ... خود روش بنده پروری داند

به قد و چهره هر آن کس ، ... که شاه خوبان شد
جهان بگیرد ، ... اگر دادگستری داند

"حافظ"

 

 

ارسال در تاريخ شنبه دوم دی 1391 توسط محسن

 

یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود                         رَقم مِهر تو بر چهره ی ما  پیدا بود
یاد باد آن‌که صَبوحی زده در مجلس اُنس               جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست / وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
یاد باد آن‌که به اِصلاح شما می‌شد راست         نظم هر گوهر ناسُفته که حافظ را بود

حافظ (ع) 
 

 

می نوش که عمر جاودانی اینست    خود حاصلت از دور جوانی اینست

هنگام گل و باده و یاران سرمست/خوش باش دمی که زندگانی اینست

خیام (ره)

 

-

 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 توسط محسن
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر